دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۳/٧
 

غزلی

از محمدعلی بهمنی


اگر چه نزد شما تشنه‌ی سخن بودم

کسی که حرف دلش را نگفت، من بودم

دلم برای خودم تنگ می‌شود، آری:

همیشه بی‌خبر از حال خویشتن بودم

نشد جواب بگیرم سلام‌هایم را

هر آنچه شیفته‌تر از پی شدن بودم

چگونه شرح دهم عمق خستگی‌ها را

اشاره‌ای کنم, انگار کوه‌کن بودم

من آن زلال پرستم در آب گند زمان

که فکر صافی آبی چنین لجن بودم

غریب بودم, گشتم غریب‌تر امّا:

دلم خوش است که در غربتِ وطن بودم 


 
comment دیدگاه ()