دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
ایران زمین
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ۸:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۸/٧
 

قطعه ای

از رهی معیری


تو ای پر گهر خاک ایران زمین

که والا تری از سپهر برین

هنر زنده از پرتو نام نوست

جهان سرخوش از حرعه ی جام توست

بمان خرّم ای خاک نیکو سرشت

که در چشم خوشتری از بهشت

تو را از دل و جان پرستنده ایم

روان را به مهر تو آکنده ایم

مخور غم که آمد بهار امید

ز شام سیه زاد صبح صبح سپید

به تدبیر سر حلقه ِ راستان

شده مُلک جَم غیرت باستان


 
comment دیدگاه ()