دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
بهار آرزو
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٢/٥
 

غزلی
از بیژن ترقی


تا بهار دلنشین آمده وسوی چمن

ای بهار آرزو! بر سرم سایه فکن

چون نسیم نوبهار,‌ بر آشیانم کن گذر 

تا که گلباران شود, کلبه‌ی ویران من

تا بهار زندگی,‌ آمد بیا آرام جان

تا نسیم از سوی گل,‌ آمد بیا دامن کشان

چون سپندم بر سر آتش نشان, بنشین دمی

چون سرشکم در کنار, ‌بنشین, نشان سوز نهان

بازا ببین در حیرتم, ‌بشکن سکوت خلوتم

چون لاله‌ی صحرا ببین,‌ در چهره داغ حسرتم

ای روی تو آیینه‌ام,‌ عشقت غم دیرینه‌ام 

بازا چو گل دراین بهار,‌ سر را بنه بر سینه‌ام


 
comment دیدگاه ()