دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
دلُم هواتِ کرده بود
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٦/۱٥
 

غزلی

از یداله طارمی


اومَدم نگات کُنم دلُم هَواتِ کرده بود

بخدا دلُم هَوُی چیشُی سیاتِ کرده بود

هَنووَم موواتِ اَی بییُوشونی دل می بری

ها عامو دلُم هَوُی مووُی کوتاتِ کرده بود

بازم اَی خواسی اَزُم بونه بیگیری جَر بُکنی

بی بُکُن دلُم هَوُی همی ئی کاراتِ کرده بود

هر جُ از مهرُ وفا می خوان بگن اسم شُمان

دل من هَوُی تُ وُ مهرُ وفاتِ کرده بود

دَم رو صِدُی قشنگت تو گوشُم زنگ می زنه

بی جهت نیس که دلُم هَوُی صداتِ کرده بود

تو نگات شرمُ حَیُی هَس که آدم حَظ می کنه

دل هَوُی نِگُی پُر از شرمُ حیاتِ کرده بود

هر کاری می خُی بُکُن آمو حالُ از پیشم نرُ

بیذُ خوب نگات کنم دلُم هواتِ کرده بود


 
comment دیدگاه ()