دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
دل به پاییز نسپرده‌‌ایم
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۸/۸
 

غزلی

از قیصر امین‌پور


سرا پا اگر زرد و پژمرده‌ایم

ولی دل به پاییز نسپرده‌ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده‌ایم

اگر داغ دل بود ما دیده‌ایم

اگر خون دل بود ما خورده‌ایم

اگر دل دلیل است آورده‌ایم

اگر داغ شرط است ما برده‌ایم

اگر دشنه ی دشمنان، گردنیم

اگر خنجر دوستان، گرده‌ایم

گواهی بخواهید:اینک گواه

همین زخم هایی که نشمرده‌ایم

دلی سربلند و سری سر به زیر

از این دست عمری به سر برده‌ایم


 
comment دیدگاه ()