دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
موج
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱۱/٧
 

غزلی

از مجذوب علی‌شاه


چشمی که بر او گریه‌ی مستانه زند موج

بحری است که از گوهر یکدانه زند موج 

آن تحفه که آید به نظر دانه اشک است

دریای کرم از پی این دانه زند موج 

بحری است لبالب شده از گوهر مقصود 

چشمی که در او گریه‌ی مستانه زند موج 

آن راز که در حوصله بحر نگنجد 

تا عرش خدا در دل دیوانه زند موج 

تا دایره بر دایره‌ی سلسله برپاست 

زنجیر تو بر گردن دیوانه زند موج 


 
comment دیدگاه ()