دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
بگذرید
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٠/۱٦
 

غزلی

از قیصر امین‌پور


ما را به حال خود بگذارید و بگذرید

از خیل رفتگان بشمارید و بگذرید

اکنون که پا به روی دل ما گذاشتید

پس دست بر دلم مگذارید و بگذرید

تا داغ ما کویر دلان تازه‌تر شود

چون ابری از سراب ببارید و بگذرید

پنهان در آستین شما برق خنجر است

دستی از آستین به در آرید و بگذرید

ما دل به دست هرچه که بادا سپرده‌ایم

ما را به دست دل بسپارید و بگذرید

با آبروی آب، چه باک از غبار باد!

نان پاره‌ای مگر به کف آرید و بگذرید


 
comment دیدگاه ()