دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
چشمِ انتظار
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٢٩
 
غزلی
از هوشنگ ابتهاج

نه لب گشایدم از گل، نه دل کشید به نبید
چه بی‌نشاط بهاری که بی‌رخ تو رسید
نشان داغ دل ماست لاله‌ای که شکفت
به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید
بیا که خاک رهت لاله‌زار خواهد شد
ز بس که خون دل ز چشم انتظار چکید
بیاد زلف نگونسار شاهدان چمن
ببین در آینه‌ی جویبار، گریه‌ی بید
چه جای من که در این روزگار بی‌فریاد
ز دست جور تو ناهید بر فلک نالید
بدور ما که همه خون دل به ساغرهاست
ز چشم ساقی غمگین که بوسه خواهد چید

 
comment دیدگاه ()