دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
طواف کربلا
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٠/۱٢
 

قطعه

از ...


دور جهارمچون کمر بهر طواف عشق بست

در طواف اوّلش افتاد دست

دور دوم در مطاف داورش

از بدن افتاد دست دیگرش

دور سوّم خون به جای اشک خورد

تیر دشمن آمد و بر مشک خورد

دور چهارم داشت عزم ترک سر

کرد پیش تیر چشمش را سپر

دور پنجم از عمود آهنین

گشت سرو قامتش نقش زمین

دور ششم گشت از آن تیغ تیز

عضو عضوش قطعه قطعه ریز ریز

دور هفتم داده بود از کف قرار

خویشتن را دید در آغوش یار

شد سرا پا خون تا فرق سرش

دید زهرا را به بالای سرش

با زبان قال می گفتش بتول

آفرین عبّاس من حجّت قبول


 
comment دیدگاه ()