دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
چشم به راه
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٧/۱٠/٢٥
 

سروده هایی

از رابیندرانات تاگور

  • بر گرفته از مجموعه ی((ماه نو و مرغان آواره))

خدایا,

آنان که همه چیز دارند

مگر تو را

به سُخره می گیرند

آنان را

که هیچ ندارند

مگر تو را!

***

هر کودکی

با این پیام

به دنیا می آید

که خدا

هنوز

از انسان نومید نیست.

***

 خدا به انسان می گوید:

((شفایت می دهم

از این رو که آسیبت می رسانم

دوستت دارم

از این رو که مکافاتت می کنم.))

***

انان که فانوسشان را

بر پشت می برند,

سایه هاشان پیش پایشان می افتد!

***

ماه

روشنی اش را

می پراکند

و لکّه های سیاهش را برای خود نگه می دارد!

***

کاریز خوش دارد خیال کند

که رودها

تنها برای این هستند

که به او آّ ب برسانند!

***

خدا

نه برای خورشید

و نه برای زمین

بلکه برای گل هایی که برایمان می فرستد,

چشم به راه پاسخ است.


 
comment دیدگاه ()