دولت عشق

"مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم/دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم" مولوی

 
الهی!
نویسنده : شهاب استیری - ساعت ٩:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸۸/٢/٢٥
 

قطعه ای

از رضی الدّین آرتیمانی


الهی به مستان میخانه ات

به عقل آفرینان دیوانه ات

به دردی کش لجّه ی کبریا

که آمد به شأنش فرود انّما

به درّی که عرش است او را صدف

به ساقی کوثر به شاه نجف

به نور دل صبح خیزان عشق

ز شادی به اندُه گریزان عشق

به رندان سرمست آگاه دل

که هرگز نرفتند جز راه دل

که خاکم گل از آب انگور کن

سراپای من آتش طور کن

خدا را به جان خراباتیان

کزین تهمت هستیم وارهان

به میخانه ی وحدتم راه ده

دل زنده و جان آگاه ده


 
comment دیدگاه ()